| شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای
آیا تا به حال فکر کرده اید که ممکن است این شخصی که در مقام گدایی از حضور شما بر آمده است ، واقعا گدا نباشد ؟
اصلا چرا بر سر راه شما سبز شده است ؟
مگر کسی غیر از خداوند او را بر سر راه شما قرار داده است؟
حتی اگر به پندار شما معتاد و شخصی لا ابالی باشد ، حکمت این که خداوند در مسیر تقدیر شما او را قرار داده است ،چیست ؟
از کجا می دانی ؟! شاید تصادفی مرگ بار در پیش روی تو باشد و با کمکی ناچیز به این شخص این بلا از تو رفع شود ؟!
رسول اکرم صلوات خداوند به عدد ذرات آسمان و زمین بر ایشان باد ، می فرماید : «اذا سئل السائل فلا تقطعوا علیه مسإلته حتى یفرغ منها ثم ردوا علیه بوقار و لین اما ببذل یسیر إو رد جمیل فانه قد یإتیکم من لیس بانس و لا جان ینظرونکم کیف صنیعکم فیما خولکم الله تعالى». [تفسیر نورالثقلین، ج1، ص 283.]
«هنگامى که حاجتمندى از شما چیزى بخواهد، گفتار او را قطع نکنید، تا تمام مقصود خویش را شرح دهد، سپس با وقار و ادب و ملایمت به او پاسخ بگویید یا چیزى که درخواست دارد، در اختیار او بگذارید و یا به طرز شایستهاى او را باز گردانید زیرا ممکن است سوال کننده فرشته باشد که مأمور آزمایش شما است، تا ببیند در برابر نعمتهایى که خداوند به شما ارزانى داشته، چگونه عمل مىکنید.
آمیرزا تقی را شاید نشناسید.
آ میرزا تقی قدس سره یکی ازعرفای ناشناخته و اعجوبه ای بود که در لباس فقر و گدایی رندانه بر اهل دنیا طعنه می زد.
عارف نام آور مرحوم کربلایی احمد (میرزا حسینعلی تهرانی) در باره ایشان می گوید: «مدتی پس از آشنایی با جناب شیخ (رجب علی خیاط) ، در امامزاده داوود آمیرزا تقی را ملاقات کردیم . یکی از شاگردان شیخ ، میرزا را به من نشان داد و گفت : این هم ، لنگه شیخ است. »
مرحوم کل احمد درباره میرزا می فرماید : « میرزا مرد عجیبی بود. هر چیزی را لو نمی داد . بسیار رندانه عمل می کرد . من خیلی به احوالاتش افسوس می خوردم واز اوضاع پریشان و درهم ریخته او بسیار ناراحت بودم . تا آن که یک روز بعد از نماز به همراه ایشان از مسجد بیرون آمدیم . وقتی که کفش هایمان را باهم به زمین انداختیم همان جا میرزا در برابر چشمانم غیب شد و همان لحظه در آن طرف خیابان خود را به من نشان داد .
او با این کار می خواست به من بفهماند که قدرت های زیادی دارد، اما مصلحت و تقدیر خداوندی بر آن واقع شده است که شب ها را در کنار خیابان بخوابد . روزها را نیز به گدایی و دوره گردی سپری کند . در مجموع خیلی مرد فوق العاده ای بود و نظیر نداشت .
میرزا در فقر عجیبی سیر می کرد . آن قدر بیچاره بود که کسی حتی به چشم گدا نیز در او نظر نمی انداخت .هر از چند گاه به صورت اتفاقی کسی به او کمکی می کرد .
یک روز که به حال نزار و بیچارگی او افسوس می خوردم و از شدت فشار مادی او در درون احساس ناراحتی می کردم ، پرده های غیب کنار رفت و در عالم معنا مقام رفیعی را به من نشان دادند که همگان حسرت آن مقام و درجه را می خوردند . در همان حال به من الهام شد که این مقام را برای کسانی قرار داده ایم که به میرزا کمک می کنند و به او خیر می رسانند . و این گونه فهمیدم که خدا میرزا را برای تفضل و لطف به بندگانش فقیر کرده است . » (به نقل از رند عالم سوز ، ص 50 )
دوستان نمی گویم ، گدایی کار خوبی است و گدایان همه ولی خدایند، اما می گویم مبادا اگر در کوچه و خیابان با گدایی روبرو شدید به او توهین کنید . چه بسا که او ولی خدا باشد و توهین به ولی خدا گناهی است نابخشودنی که خشم خدا را از پی دارد و خشم خداوند انسان را نابود می کند . اگر هم نمی خواهید کمک کنید با بیانی خوب و زیبا (رد جمیل) ، پاسخ او را بدهید . قرآن کریم سخن نیک را زیباتر می داند : «قول معروف و مغفره خیر من صدقه یتبعها إذى و الله غنى حلیم». |